
شهر سبز، شهری است که منبع تامین انرژی شهرنشینان و صنایع مستقر در شهر با محیطزیست سازگار باشد و بافت شهری، بیشترین بهره را برای به وجود آوردن محیط سبز بجوید. در چنین شهری مردم نسبت به محیطزیست خود احساس مسوولیت میكنند و در مشاركت با سازمانهای دولتی، محیطی سالم و آرام و پرنشاط به وجود میآورند. در این شهر سرانه فضای سبز، آلودگیهای دیداری و شنیداری در سطح قابل قبول و سرانه تولید زباله كمترین است؛ بهترین شكل بازیافت مواد به همراه جداسازی آن از مبدا وجود دارد؛ مصرف انرژی و مواد در آن بهینه و نزدیك به استانداردهای جهانی است.
شهر سبز دارای یک منبع پایدار از منابع طبیعی است که در آن، توسعه با توجه به مصرف منابع برای نسلهای فعلی و آینده صورت میگیرد؛ راهبردهای مهم زیستمحیطی در آن به مورد اجرا درآمده و از هر نظر، شهر را با کیفیت بالا قابل زندگی کرده است. قرار دادن محل سکونت در نزدیکی امکانات و تسهیلات رفاهی عمومی، مانند حملونقل عمومی، همسایگیهای قابل استفاده و ایجاد تعامل و دوستی در روابط با ایجاد فضاهای مشترک زنده، ایجاد فضاهای پیادهروی و مسیرهای امن دوچرخه، به سلامت ساکنان و محیطزیست و کاهش اتلاف انرژی و ایجاد فضاهای زنده شهری و معماری میانجامد. همچنین شهر سبز، مشوق فعالیتهای بیشتر بدنی، بهداشت و سلامت عمومی و فرصتهایی برای تعامل اجتماعی و افزایش امنیت در فضاهای عمومی است.
به طور کلی روشها و تكنیكهایی كه در طراحی شهر سبز پیشنهاد میشود، شامل متراكمسازی، حملونقل سبز، حمایت از جوامع سبز، ساختمانسازی سبز و استفاده از مصالح جدید پایدار و سازگار با اقلیم، زیرساختهای سبز، حمایت از استفاده زمین به صورت كاربری مختلط، تحلیل میزان ظرفیت طرحهای شهری برای كاهش سفر با وسایل نقلیه شخصی، استفاده از حملونقلهای عمومی بین مراكز شهری به منظور جایگزینی توسعه متعادل به جای توسعه سریع فضاهای شهری، توجه به اكولوژی انسانی، ترویج استفاده از تكنولوژی حفاظت از انرژی و ایجاد باغهای سبز به جای فضاهای شلوغ شهری است.
راهبردهای رسیدن به شهر سبز
در اعلامیه جهانی شهرهای سبز که توسط برنامه محیطزیست سازمان ملل (UNEP) در سال ۲۰۰۵ میلادی طرح شد، هفت راهبرد مهم برای رسیدن به یک شهر سبز تبیین شده است:
۱)بهبود کیفیت محیطی شهر
رویکرد شهر سبز، به طور ویژهای مناطق شهری را برای سبز بودن به مبارزه میطلبد؛ زیرا مناطق شهری حجم زیادی از جمعیت، ترافیك، زباله و آلودگی هوا را در خود دارند تا مانع از سبز نامیده شدن آنها شوند. افزایش سطح بهداشت محیط، پیشگیری از آلودگیهای بصری، جلوگیری از مهاجرت بیرویه، کنترل رشد جمعیت در شهرها، حل معضلات اجتماعی و... از اهداف این راهبرد است. برخی از عواملی که در بهبود کیفیت محیطی و ارتباط هر چه بهتر طبیعت و شهر موثر هستند، عبارتند از:
• بازتوسعه اراضی بایر
• برنامه کاشت درخت و استفاده از درختان بومی محل
• مدیریت جریان آب در شهر
•ترویج کشاورزی شهری و تقویت ارتباط شهر با طبیعت
• استفاده از راههای سرپوشیده دالانمانند و شبکه کریدورهای سبز
• محدود کردن استفاده از اتومبیل، اولویت ایجاد محور پیاده در برخی از مراکز شهر و ایجاد شرایط مساعد دوچرخهسواری
۲)کاهش مواد زائد شهری
در حال حاضر، فناوری ساخت و ساز جدید سازگار با محیطزیست، پشتیبانی فنی مناسبی را برای طراحی شهر سبز فراهم کرده است. به این ترتیب میتوان با توجه به شرایط محلی، شهر سبز را به گونهای طراحی كرد كه فناوریهای مهم و كلیدی بر كاهش میزان ضایعات و ایجاد جامعه بازیافتگرا متمركز شوند یا با تمركز بر پژوهشها و فناوریهای استفاده از پوشش گیاهی سبز بر سطوح ساختمانها و سایر فضاها، جذب آب باران در زمین را بالا برده و مكان مناسبی برای دفع آبهای سطحی فراهم گردد یا برای حفظ و صرفهجویی انرژی در ساختمانها، بر مصالح بومی و سازگار و استفاده مجدد آنها تاكید شود.
راهبرد کاهش ضایعات یکی از مهمترین راهبردهای شهر سبز است که از ابتدا در دو بخش صورت میگیرد. نخست از منابع خام کمتر استفاده شود؛ بدین معنا که در خط تولید و فرآیندها تغییر به وجود آید؛ دوم آنکه، مواد زائد در مبدا و مقصد بازیافت شوند. این بازیافت با سه عنوان جایگزینی، بازیابی منبع و استفاده مجدد صورت میگیرد. در شهر سبز اعتقاد راسخ بر این است که مواد زائد یا ضایعات به رفاه و سرمایه تبدیل شود و مواد غیرقابل مصرف به عنوان منابع و زباله (طلای کثیف) به پول نقد تبدیل شود. به این ترتیب در شهر سبز، از طریق استفاده از ابزارهای پیشرفته فنی، برای بهبود وضعیت زیستمحیطی اكوسیستم شهری و کاهش ضایعات تلاش میشود.
۳)توسعه حملونقل سبز
ایجاد خیابانهای ایمنتر و دعوت و ترغیب برای طی مسیرها به صورت پیاده، دوچرخهسواری و انتخاب حملونقل جایگزین برای خودروها، از دیگر راهبردهای شهر سبز است. بدینمنظور، مدیریت تقاضای سفر با توزیع مناسب کاربریها و آمایش سرزمین در برنامهریزی شهری و طرح تفصیلی شهرها به جدیت باید پیگیری شود.
همچنین حملونقل غیرموتوری و استفاده از دوچرخه در سفرهای کوتاهمدت باید برنامهریزی شود. گسترش حملونقل عمومی و فرهنگسازی و آموزش برای این منظور، از مهمترین مباحث در زمینه حملونقل سبز است.
۴)مصرف بهینه انرژی
کاهش استفاده از سوختهای فسیلی و کاهش گازهای گلخانهای مهمترین فعالیت در این زمینه است. کلید مصرف انرژی در شهرها وابسته به برنامهریزی کاربری زمین است که با توجه به مکانیابی درست مراکز پرتراکم انسانی مثل مراکز اداری و تجاری و توزیع متناسب کاربریها میتوان حملونقل را کاهش داده و به بهینهسازی مصرف سوخت کمک كرد. همچنین سایبری کردن فعالیتهای اداری و حذف تقاضاهای سفر بیمورد در این زمینه کمک خواهد کرد.
سودمندترین روش کاربرد انرژی که متضمن جلوگیری از اتلاف، افزایش بازدهی انرژی، نگهداری از منابع پایانپذیر انرژی و کمترین آسیب به محیطزیست باشد در این راهبرد بهچشم میخورد. این روند به یک توسعه متعادل فضای زیست انسانی می انجامد که در آن انسان برای یک دوره نامحدود، حیات و توسعه خود و موجودات دیگر را تضمین میکند و منابع حیاتی را به سرعت به نیستی نمیکشاند و این بازه زمانی به بشر فرصت میدهد تا منابع جایگزین را با دانش نوین خود بیابد و دچار بحران انرژی، حیات و سلامت نشود.
۵)حفظ و نگهداری اکوسیستمهای شهری
برخلاف اکوسیستمهای طبیعی، اکوسیستمهای شهری پیوندی از عناصر طبیعی و عناصر انسان ساخت هستند که فعل و انفعالاتشان نهتنها توسط محیط طبیعی تحت تاثیر قرار میگیرد بلکه عواملی مانند فرهنگ، رفتار شخصی، سیاست، اقتصاد و نهاد اجتماعی نیز بر آن موثر است. اکوسیستمهای شهری ناسالم میتوانند منجر به تنزل محیطی، مشکلات اجتماعی، رکود اقتصادی، مشکلات سلامتی انسان و فراتر از اینها جدایی شهر از طبیعت شوند. حفظ طبیعت در شهر به افزایش روحیه انسانی و افزایش سطح پیوند بین انسان و فطرت پاک انسانی و طبیعی خود کمک خواهد کرد. در این میان، حفظ فضاهای سبز و باغها بهعنوان زیستگاه حیاتوحش، استفاده از اکوسیستمهای آبی در فضاهای سبز شهری و توسعه فضای سبز به عنوان مهمترین شاخصهای شناخت کیفیت محیطزیست انسان در این راهبرد مطرح است.
۶)کنترل آلودگیهای زیستمحیطی
طراحی شهر سبز باید به گونهای باشد که بتواند آلایندهها و اثرات جزایر حرارتی شهری را کاهش دهد و مواردی كمهزینه را به محیط تحمیل کند. برنامهریزی برای کنترل آلودگیهای مختلف زیستمحیطی در شهرها شامل آلودگی هوا، آب و فاضلاب، آلودگی صدا و خاک نیازمند داشتن اطلاعات دقیق از منابع آلاینده، میزان و سطح انتشار آن در شهر بوده و این امر مستلزم پایش مداوم آلایندهها در شهرهاست. سیاستگذاریهای کلان و همچنین اقدامات عملی کوچکمقیاس، به بهبود کیفیت محیطزیست خواهد انجامید.
۷)برنامهریزی برای معماری و شهرسازی سبز
احترام به طبیعت و انسان به عنوان بخشی از طبیعت و ایجاد فضای زیست مناسبی که بر مبنای این رابطه و احترام شکل میگیرد، پایه معماری شهر سبز است. معماری سبز، به كاربرد هرچه بیشتر طبیعت در بناها توجه دارد و بر مبنای چهار اصل استوار است:
• حفاظت از انرژی، آب، باد و سایر منابع طبیعی
• تامین سلامت محیطزیست
• رشد اقتصاد سبز
• ارتقای کیفیت زندگی شهروندان
راهکارهای معماری شهر سبز، طراحی برای سلامتی، حفاظت از منابع انرژی، حفاظت از طبیعت و طراحی پایدار ساختمانی را ترویج میکند. علاوهبر تاکید بر کاهش مصرف انرژی و کاهش آسیبرسانی به محیطزیست، در بلندمدت، معماری سبز دارای بهرهوری اقتصادی نیز هست. طراحی ساختمانها در تعامل با اقلیم محلی، استفاده از مصالح و فناوریهای نوین برای حفاظت از انرژی، چیدمان و جهتگیری ساختمانها مطابق با اقلیم منطقه و استفاده از فناوریهای نوین برای بهرهگیری از انرژی پایدار خورشیدی و سایر انرژیهای تجدیدپذیر از اهداف این راهبرد است.
اگرچه در ابتدای امر، کاربست همه راهبردها مشکل است و شاید در مرحله اول به بودجه هنگفتی نیاز باشد، لیکن هزینههای انجامشده بعد از اجرای راهبردها برگشتپذیر خواهد بود. در هر کدام از راهبردهای مذکور، میتوان پروژههایی با مقیاس کوچک تعریف کرد و با اجرای آن به اهداف بلند شهر سبز دست یافت. در صورتی که شهری بتواند همه راهبردها را به مورد اجرا درآورد، به یک شهر پایدار و سبز تبدیل خواهد شد که این شهر میتواند نماد یک محیط با کیفیت و قابل سکونت باشد.